- آتیکوس، ما این دعوا را میبریم؟
- نه، دخترجان.
- پس چرا... .
- اینکه صد سال شکست خوردهایم، دلیل این نیست که تقلا نکنیم.
- آتیکوس، ما این دعوا را میبریم؟
- نه، دخترجان.
- پس چرا... .
- اینکه صد سال شکست خوردهایم، دلیل این نیست که تقلا نکنیم.
کوچیک که بودم و تاریخ میخوندم، به نظر میومد تاریخ یه جای دور از ماست. همه اون اتفاقهای زشت و فجیع به نظر خیلی با ما فاصله داشت و تموم شده بود. حالا میبینم ما توی خود تاریخیم. همه چیزهایی که قبلا اتفاق افتاده بودن، دوباره اتفاق میفتن. جنگ، طاعون، قحطی، نسلکشی.
همهاشون رو میگم، همهاشون رو. زمان میبره ولی میگم. قسم میخورم که میگم.
401 بهش گفتم اینها ما رو انسان نمیبینند. اینها ما رو موجودات بیگانه، شیطانی و بیعقلی میبینند که از خودشون فکر هم ندارند. هر کاری که کنیم، هر کاری، ما رو یاغی و اغتشاشگر و هیولا میبینند. بهم گفت دارم اغراق میکنم. امروز میخندم بهش میگم «الان مردم دو دستهان، یا حامی نظامن، یا تروریست.». با خشم و نفرت و ناراحتی سر تکون میده.
در حال حاضر اینترنت توی زندگی مردم اونقدر مهمه که باید هرم مازلو رو آپدیت کنیم و کنار نیازهای پایه خوراک، پوشاک، مسکن بذاریم. این هم باشه کنار باقی چیزهایی که ازمون دریغ کردند.
هیچوقت از بوی بنزین و تینر و مشتقات دیگه نفت خوشم نیومده. هم گلوم یه جوری میشه و هم چشمام نمناک، در طولانی مدت هم که سردرد. امروز رفتم برای بومها زیررنگ بزنم. دوست ندارم روی بوم تمام سفید کار کنم. تینر روغنی رو که باز کردم، با خودم فکر کردم چه بوی آشنایی. نمیتونم بگم ازش خوشم میومد، ولی برام آشنا بود. ناخوشایند بود، ولی میدونستم باید باهاش چیکار کنم. بیشتر از یکسال میشد که اینطوری از رنگ روغن استفاده نکرده بودم.
+ نصف وبلاگهای بیان برام بالا نمیاد.
فانوس و آسمانم لینکهای کاربردی رو توی وبلاگشون لیست کردن، گفتم من هم چندتا اضافه کنم.
آرشیو سریالهای دنیایسریال. اگر توی لینک عدد بعد از dls رو عوض کنید، به آرشیوهای بیشتری دسترسی پیدا میکنید.
هوش مصنوعی فارسی. باید اکانت خریداری کنید و سرعتش بالا نیست.
پرتال جامع علوم انسانی. برای دانلود هر نوع مقالهای که بخواید، رایگان.
پلتفرم بوی. برنامههای کاربردی زیادی داره که تحت وب بالا میان. همه رو امتحان نکردم، گفتم شاید به درد یکی بخوره. (خودم ابزار نمایش کلمات تکرار شده در متن رو استفاده کردم.)
امیدوارم سوختن و خاکستر شدنت رو ببینم الزهرا.
.
یکی بیاد برام چکیده فارسی و انگلیسی پایاننامهام رو بنویسه. دیگه نمیتونم، دیگه حالم از کلمات به هم میخوره. وای دووم بیار، امشب میری ثبتش میکنی. دووم بیار.
درحالی توی بخش محدودیتهای پژوهش مینویسم «در دسترس نبودن اصل اثر» که میدونم اگر این نسخه الان ایران بود، نه تنها همچین عکسهای باکیفیتی ازش نداشتم، بلکه احتمالا باید به هزار زور یه مجوز میگرفتم برم چندتا عکس با گوشی خودم از این نسخه بگیرم (تازه اگر دانشگاه مجوز میداد و اگر موزه مجوز رو قبول میکرد) یا نهایتا به عکسهای بیکیفیت چند بار چاپشده کتابهای دیگه رو میآوردم. دست ما که از این نسخه کوتاهه، ولی دست همگی توی royal collection trust و موزه وینزور درد نکنه که دارن از این نسخه نگهداری میکنن و عکسهاش رو رایگان در اختیار ما میذارن.
+ رفتم پاک کردم «در دسترس نیودن اصل اثر» رو. یه کم دیگه بگذره، میرم مینویسم قطعی اینترنت.